خرید بک لینک
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی بشنود دوستش از نامزدش دل برده مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی که به پرونده جرم پسرش برخورده خسته ام مثل پسربچه که در جای شلوغ بین دعوای پدرمادرِ خود گم شده است خسته مثل زن راضی شده به مُهرِ طلاق که پر از چشمِ بد و تهمتِ مردم شده است خسته مثل پدری که پسر معتادش غرق در درد خماری شده فریاد زده مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس پسرش، پیشِ زنش، بر سر او داده

برچسب: خسته, نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 0:50

به قفسسوخته گیریم که پر هم بدهند ببرند از وسط باغ گذر هم بدهند حاصل این همه سال انس گرفتن به قفس تلخ کامیست اگر شهد و شکر هم بدهند همهی غصهی یعقوب از این بود که کاش باد ها عطر که دادند ...خبر هم بدهند ما که هی زخم زبان از کس و ناکس خوردیم چه تفاوت که به ما زخم تبر هم بدهند قوت ما لقمه ی نانیست که خشک است و زمخت بنویسید به ما خون جگر هم بدهند دوست که که دلخ

برچسب: بنویسید,بدهند, نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:15

صفحه بندی